زیبا صنم! آوارهترین عاشق دنیا منم
که در قفسِ چشم تو پر میزنم
شلاق نگاهت نزنی بر تنم
تو باشو ببین؛ از همه دل میکنم
زلزله میکنی در قلبِ آرام من
این همه سعی نکن؛ افتادهای در دام من
از تپش میایستد دل، تا نگاهم میکنی
من خرابم...
پس بگو کی روبهراهم میکنی؟
دلدار من؛ لذت نبر از این همه آزارِ من
به بد کسی افتاده سر و کار من
تا روی دلِ عاشقِ بیمارِ من
از خود نرهان، قلبِ گرفتار من
زلزله میکنی در قلبِ آرام من
این همه سعی نکن؛ افتادهای در دام من
از تپش میایستد دل، تا نگاهم میکنی
من خرابم...
پس بگو کی روبهراهم میکنی