
متن کامل بگو به دنیا
از او بگو به دنیا، از او که قصهای داشت او جشنِ زندگی بود، سروی که قد برافراشت از اُجرتِ گلوله، از شهر که میهراسد از مادری که او را از خال میشناسد از او بگو به دنیا، ای شاهد غروبان این رقص بی سران است، این داغ پایکوبان از او بگو به دنیا یاد آر اگر رگت را با برگ میخراشی تو بازمانده ای تو، او را گواه باشی دیدی که بر مزارش، رقص پدر کدامت این هلهله عزا نیست، آئین انتقام است از او بگو به دنیا، از نغمه ای که سر داد از او که نیمه جان بود، در کیسههای اجساد از او بگو به دنیا